تعارض بین کنش های اجتماعی و ارزش های اخلاقی نوجوان
هدف این مقاله بررسی وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی نوجوانان و شناخت علل اجتماعی آن است.بدین منظور؛درستکاری، راستگویی و پاکدامنی به عنوان ارزشهای اخلاقی (مذهبی)برگزیده شده است.سپس پذیرش آن توسط نوجوانان و انجام کنشهای اجتماعی متعارض با آنها بررسی شده است.
برای تبیین علل کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مدل نظری ترکیبی مبتنی بر علیت چندگانه با تاکید بر منطق وضعیت اجتماعی و منطق ذهنی جمعی موثر بر کنش اجتماعی ارائه شده است.روش اصلی تحقیق پیمایشی بوده است.جامعه آماری نوجوانان 25-15 سال بودند که در سال تحصیلی 80-1379 در مدارس منطقه 15-3 شهر تهران تحصیل میکردند(435- n ).رای آزمون چارچوب نظری از روشهای تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است.
چکیده
هدف این مقاله بررسی وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی نوجوانان و شناخت علل اجتماعی آن است.بدین منظور؛درستکاری، راستگویی و پاکدامنی به عنوان ارزشهای اخلاقی (مذهبی)برگزیده شده است.سپس پذیرش آن توسط نوجوانان و انجام کنشهای اجتماعی متعارض با آنها بررسی شده است.
برای تبیین علل کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مدل نظری ترکیبی مبتنی بر علیت چندگانه با تاکید بر منطق وضعیت اجتماعی و منطق ذهنی جمعی موثر بر کنش اجتماعی ارائه شده است.روش اصلی تحقیق پیمایشی بوده است.جامعه آماری نوجوانان 25-15 سال بودند که در سال تحصیلی 80-1379 در مدارس منطقه 15-3 شهر تهران (*)عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
(**)عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
تحصیل میکردند(435- n ).رای آزمون چارچوب نظری از روشهای تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است.
یافتهها نشان میدهد اولا در مورد ارزشهای اخلاقی مذکور عقیده جمعی مثبت وجود دارد.5/98 درصد پاسخگویان ارزشهای مذکور را قبول دارند.ثانیا 5/99 درصد پاسخگویان گفتهاند در یک سال گذشته کموبیش کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی که قبول دارند انجام دادهاند.این واقعیت نشانگر وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی در جامعه آماری مورد تحقیق است.
مقدمه
هدف این مقاله بررسی وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی نوجوانان و شناخت علل اجتماعی آن میباشد.منظور از وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی-مذهبی انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی است که خود افراد قبول دارند.
در میان جامعهشناسان برداشتهای مختلفی از تضاد و تعارض وجود دارد.تعدادی از آنها مانند کنت، تونیس، دورکیم به تضاد جوامع نوع گذشته و جدید توجه نمودهاند 1 .گروه دیگری از جامعهشناسان مانند مارکس، زیمل کوزر و داراندورف مسئله تضاد را نه در میان جوامع تاریخی بلکه در درون جوامع و گروهها بازشناسی و بر اهمیت توجه به آن تأکید کردهاند.در دهههای اخیر کاربرد این مفهوم توسعه یافته است.بهگونهای که«پیرس»از مفهوم«تضاد اخلاقی»به عنوان نقطه کانونی در تحلیل تضاد استفاده و بر مسائل ارزشی و اعتقادی تمرکز نموده است 2 .بهنظر میرسد نوع دیگر تضاد نه در میان افراد، گروهها، جوامع و تمدنها بلکه در بین ارزشها با کنشهای افراد، گروهها و جوامع وجود دارد.در چنین شرایطی افراد و گروهها ارزشهای خاصی را قبول دارند (1).آرون، ریمون، مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی، ترجمه:باقر پرهام، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1364.
(2). egaS,tcilfnoC larom;(1997)nhoJ elttiL.W nehpetS dnattenraB.W,craeP
ولی کنشهایی متعارض با آن انجام میدهند.به نظر میرسد جامعه ما به چنین مشکلی مواجه است.
نتایج برخی مطالعات انجام گرفته در ایران نشان میدهد که افراد بسیاری ارزشهای اخلاقی مذهبی را قبول دارند اما کمتر به آن عمل میکند.نتایج تحقیقی که در سال 1373 انجام گرفت نشان داد 5/98 درصد دانشآموزان سال سوم و چهارم مناطق نوزدهگانه شهر تهران نسبت به ارزشهای مذکور گرایش مثبت دارند 1 .نتایج تحقیق دیگری در سه منطقه شهر تهران پذیرش ارزشهای اخلاقی توسط پاسخگویان را تأیید نموده است.براساس نتایج این تحقیق 99 درصد پاسخگویان در حد متوسط به بالا به ارزشهای اخلاقی:انصاف، وفاداری، امانتداری و صداقت گرایش مثبت داشتهاند 2 .
نتایج بررسیهای انجام گرفته در سطح شهرهای ایران و استان اصفهان نیز نشان میدهد بیش از 95 درصد افراد به ارزشهای اخلاقی گرایش مثبت دارند.
علیرغم وجود گرایش مثبت نسبت به ارزشهای اخلاقی عدم پایبندی به آنها یکی از مسائل اصلی در جامعه میباشد.شواهد موجود نشان میدهد اکثریت افراد از نقض و فقدان چیزی که اکثریت قریب به اتفاق آنرا قبول دارند ناراحت هستند.براساس مطالعات پیشین 23 درصد پاسخگویان هموطنان خود را راستگو میدانند.جوانترها هموطنان خود را کمتر راستگو وپایبند اخلاق میدانند.بیش از 90 درصد پاسخگویان هموطنان خود را کموبیش دو رو میدانند.نمای توزیع در مقوله خیلی دو رو قرار دارد(34 درصد).3/91 درصد پاسخگویان خود را کم و بیش متقلب میدانند 3 .
(1).طالبی، ابوتراب:بیگانگی اجتماعی، تهران، انتشارات معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی.1373 صص 244تا239.
(2).بیات، فریبرز؛تأثیر عامگرایی بر اخلاق، پایاننامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی مسعود چلبی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1372 صص 97 تا 83.
(3).محسنی، منوچهر؛بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران، انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1375.و اسماعیلی، رضا، بررسی اوضاع و ویژگیهای فرهنگ عمومی استان اصفهان، (گزارش تحقیق)تهران، انتشارات اداره کل دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1379.
با توجه به شواهد موجود دو پرسش اساسی مطرح است:1-آیا بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی کنشگران تعارض وجود دارد؟2-در صورت وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی این مسئله تحت تأثیر چه عوامل اجتماعی قرار دارد؟در این مقاله تلاش میشود به دو پرسش فوق الذکر پاسخی جامعهشناختی ارائه شود.
چارچوب نظری
بیشتر جامعهشناسانی که به بحث کنش اجتماعی و ارزشها پرداختهاند نوعی همجهتی و رابطه انطباقی میان آنها مفروض انگاشتهاند.برای نمونه ماکس وبر در تبیین کنش اجتماعی و جایگاه ارزشها در زندگی اجتماعی نقش علی برای ارزشها، قایل شده است.از نظر وبر ارزشهای خاص موجب کنشهای اجتماعی خاص نیز میگردند 1 .تالکوت پارسونز نیز تحت تأثیر وبر و دورکیم به هماهنگی درونی نظام ارزشی و همجهتی ارزشها و کنشهای اجتماعی قایل است.از نظر وی ارزشها در جهتگیری کنش و تعیین اهداف کنش اجتماعی نقش اصلی را دارند 2 .گی روشه نیز تحت تأثیر دورکیم و پارسونز معتقد است:جهان ارزشها چون جهانی وسیع و پر رمز و راز است که عملکنندگان اجتماعی، گروهها، جماعتها و تمدنها در آن به حرکت در میآیند 3 .
در مقابل تعدادی از متفکران اجتماعی قدیم و جدید به شکاف بین وضعیت آرمانی و واقعی توجه داشتهاند.برای نمونه لالاند دو جامعه را از هم تفکیک نموده است.یکی جامعه موجود و سازمانیافته و دیگری جامعه آرمانی 4 .رابرت مرتن به امکان عدم هماهنگی نظام فرهنگی با نظام اجتماعی در سطح کلان، و اهداف(ارزشها)و کنشهای اجتماعی در سطح خرد اشاره کرده است.وی معتقد است احتمال دارد در جامعه تأکیدی که از نظر فرهنگی به هدفها(ارزشها) (1).وبر، ماکس؛اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، ترجمه:عبد المعبود انصاری، تهران، انتشارات سمت، 1371.
(2). lliH wargcM,kroY weN,noitcA laicos fO erutcurtS ehT(1937),ttoclaT,snosraP
(3).روشه، گی؛کنشاجتماعی؛ترجمه:هما زنجانیزاده، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1370 ص 94.
(4).لوئیس وبرنارد روزنبرگ؛نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ترجمه:فرهنگ ارشاد، تهران، انتشارات نشر نی، 1378 ص 125.
میشود با تأکیدی که به واسطه هنجارهای نهادی شده اعمال میگردد تناسبی وجود نداشته باشد. براساس دیدگاه مرتن کنشهای خلاف ارزشها را میتوان نشانه از هم گسیختگی بین آرزوهای معین فرهنگی و شیوههای ساختاری شده اجتماعی دانست.
در مجموع بهنظر میرسد نسبت ارزشهای اخلاقی مذهبی و کنشهای اجتماعی موضوع متغیری است.در بعضی از مواقع و شرایط اجتماعی کنشهای اجتماعی افراد تحت تأثیر و در جهت ارزشها شکل میگیرد.در مقابل ممکن است تحت شرایط دیگری کنشهای اجتماعی با ارزشها ناسازگار باشد.این مسئله در مورد ارزشهای اخلاقی مذهبی نیز صادق است.با توجه به این موضوع میتوان رابطه بین ارزشهای اخلاقی مذهبی و کنشهای اجتماعی را بر روی پیوستاری دو قطبی نشان داد.در یک سر طیف سازگاری کامل بین ارزشها و کنشها و در طرف دیگر تعارض کامل آنها قرار دارد.میان آن دو نیز اشکال مختلفی قابل تشخیص و تفکیک است. پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که تحت چه شرایط اجتماعی بین ارزشهای اخلاقی مذهبی و کنشهای اجتماعی تعارض بهوجود میآید؟بهعبارت دیگر چرا کنشگران کنشهایی متعارف با ارزشهای اخلاقی مذهبی که قبول دارند انجام میدهند؟
برای پاسخ به پرسش فوق بایستی عوامل مؤثر بر کنش اجتماعی انسان و منطق حاکم بر آن شناخته شود.نظریههای موجود در این زمینه به سه دسته تقسیم میشود.یک دسته نظریههای هستند که عوامل ساختاری را در تعیین کنش اجتماعی عامل اصلی میدانند.(مانند آلتوسر، پولانزاس)دسته دوم نظریههایی هستند که عوامل فردی و نقش کنشگر را عامل اصلی و تعیینکننده میدانند(مانند نظریه کنش متقابل نمادین).دسته سوم نظریههای هستند که عوامل ساختاری(محیطی)و فردی(کنشگر)را در تبیین کنش اجتماعی تعیینکننده میدانند.میتوان نظریههای پارسونز، هابرماس، گیدنز، کرپس، الکساندر، کالیمز، سیکورل، هکتر، برت و بودون را جزء این دسته از نظریهها معرفی کرد 1 .امیل دورکین در جامعهشناسی خود به عوامل محیطی و (1). wor
repraH,yroehT lacigoloicoS fO sepyT dnA erutaN ehT,(1981)noD,eladnitraM ریترز، جورج؛نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، تهران، انتشارات علمی، 1374.
S.U,rehpilbup -ترنر، جاناتان، اچ؛ساخت نظریه جامعهشناختی، ترجمه:عبد العلی لهسائی زاده، شیراز، انتشارات نوید، 1373.
ساختاری تعیینکننده کنش اجتماعی مانند:نهادهای اجتماعی، نظام هنجاری، نظام حقوقی، چگونگی تقسیم کار اجتماعی تأکید نموده است 1 .
ماکس وبر کنش اجتماعی را براساس داشتن معنای ذهنی و مد نظر قرار دادن رفتار دیگران تعریف وبر نقش درک کنشگر از رفتارهای دیگران و منافع به هنجار او در کنش اجتماعی تأکید نموده است 2 .مید و بلومر بر نقش آگاهی و فراگیری ذهنی کنشگران، معنابخشی و قدرت تفسیر کنندگی آنها در کنش اجتماعی تأکید نمودهاند.آنها معتقدند کنشگران شیوههای گوناگون کنش را تجربه و تحلیل، اشکال صحیح کنش را انتخاب و از کنشهای نامناسب پرهیز میکنند. این فرایند از طریق درک معنای عمل دیگری، تفسیر آن و عمل براساس این تفسیر صورت میگیرد.تالکوت پارسونز با تلفیق نظریههای دورکیم، وبر و فروید چهار عنصر اصلی را در شکلگیری کنش اجتماعی بازشناسی میکند.1-عامل 2-هدف 3-موقعیت 4-جهتگیری، خصوصا جهتگیری هنجاری کنش 3 .
تعدادی از متفکران تلاش کردهاند با نگرش اقتصادی-عقلانی کنش اجتماعی انسان را تبیین کنند.برای نمونه میتوان به نظریههای اسکینر، هومنز، بلا، وده و مولر اشاره کرد.اینان معتقدند «رفتار اجتماعی»انسان نیز تابع قاعده شرطی شدن و پاداش و تنبیه قرار دارد.اگر پیامد یک کنش تقویتکننده باشد آن رفتار تکرار خواهد شد.انسانها از انجام اعمالی که پیامد تنبیه داشته باشد پرهیز خواهند کرد 4 .
بعضی از نظریه پردازان عوامل مادی و معیشتی را در انجام کنش اجتماعی تعیینکننده دانستهاند.نظریه مارکس در مورد تأثیر نیروهای تولیدی بر چگونگی کار(به عنوان کنش اجتماعی)، نظریه بریورمن در مورد تأثیر نظام سرمایهداری و بازار بر فعالیت تولیدی و نظریه جان (1).دورکیم، امیل.درباره تقسیم کار اجتماعی، ترجمه:باقر پرهام، تهران، انتشارات کتابسرای بابل، 1369.
(2).روشه، گی؛کنش اجتماعی؛ترجمه:هما زنجانیزاده، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1370.
(3). dravraH:sttesuhcassaM,noitcA fo yroehT lareneG a drawoT.(1951),ttoclaT,snosraP fo noituloE ehT dna smetsys laicoS(1977),ttoclaT,snosraP 15-14PP.sserP ytisrevenU 178 P.sserp eerF,kroy weN,yroehT noitcA
(4).ترنر:جاناتان، اچ، ساخت نظریه جامعهشناختی، ترجمه:عبد العلی لهسائیزاده، شیراز، انتشارات نوید، 1373.
رومرو جان الیستر در معقولیت(پارامتریک)انسان و کوشش او برای به حد اکثر رساندن منافع(متوقع)از آنجمله میباشند 1 .
ملاحظات فوق نشان میدهد اگرچه نظریههای مختلف کنش اجتماعی را تابع قواعد متفاوتی میدانند ولی اکثریت قریب به اتفاق بر حاکمیت منطق بر کنش اجتماعی انسان و قانونمند بودن آن تأکید دارند.بعضی به منطق وضعیت اجتماعی و بعضی به منطق ذهنی، برخی به عوامل عینی بیرونی و برخی به عوامل ذهنی-درونی تأکید میکنند.
به نظر میرسد هرکدام از نظریهها بخشی از متغیرهای تعیینکننده کنش اجتماعی را عمده کردهاند.جهتگیری آنها به لحاظ اثباتی قابل پذیرش است.ولی جهتگیری انکاری و تقلیلگرایانه آنها قابلقبول به نظر نمیرسد.برای دستیابی به تبیین کافی از انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی بایستی عوامل مختلف مؤثر بر کنش اجتماعی بررسی شوند.به نظر میرسد کنش اجتماعی هم تحت تأثیر عوامل ذهنی قرار دارد هم تحت تأثیر عوامل عینی.در کنش اجتماعی هم شرایط بیرونی و جمعی مؤثر هستند هم عوامل فردی. بر این اساس نگارنده معتقد است:کنشگران تحت تأثیر شرایط اجتماعی آنگونه که درک و انتخاب میکنند عمل مینمایند.در چنین تبیینی از کنش اجتماعی هم قواعد مربوط به تعیین کنندگی شرایط اجتماعی-عینی و هم احکام مربوط به فاعلیت انسان پذیرفته شده است.هرکدام آنها سهمی در تبیین کنش اجتماعی دارند.قواعدی مانند تأثیر داشتن قوه درک، فهم، قدرت معنابخشی و تفسیر کنندگی، ملاحظه و ارزیابی موقعیت کنش، لحاظ نمودن کنشگران دیگر، هدفگزینی، انتخاب عاقلانه(اعم از نفع طلبی متوقع و عقلانیت پارامتریک و یا عقلانیت استراتژیک)جزو احکام فاعلیت انسان میباشند که در تبیین کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی نقش مهمی به عهده دارند 2 .
(1).آرون، ریمون، مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی، ترجمه:باقر پرهام، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1364 و ریتزر، جورج؛نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، تهران، انتشارات علمی، 1374.
(2).رفیعپور، فرامرز؛توسعه و تضاد، تهران، انتشارت دانشگاه شهید بهشتی، 1376 و تری یاندیس، هری.س؛فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمه:نصرت فتی، تهران، انتشارات نشر رنسانس، 1378.
در مقابل یک سلسله عوامل تعیینکننده اجتماعی قرار دارند که انتخاب کنشگران را محدود و جهت کنش آنها را مشخص میکنند 1 .تأثیر موقعیت تاریخی کنشگران، تأثیر نهادهای اجتماعی مانند:خانواده 2 ، نهادهای آموزشی، رسانههای جمعی، 3 جایگاه افراد در سلسله مراتب منزلتی، پایگاه اقتصادی اجتماعی(تریاندیس 1378)و منطقه محل زندگی از جملهشرایط اجتماعی هستند که در کنش اجتماعی انسان تأثیر تعیینکنندهای دارند.پس برای تبیین انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی بایستی هم به عوامل ذهنی و فاعلیت کنشگر و هم به شرایط اجتماعی که کنشگران در آن قرار دارند توجه نمود.همچنین، بایستی توجه داشت که بین عوامل مذکور تأثیر و تأثر متقابلی وجود دارد.یعنی احکام مربوط به فاعلیت کنشگر تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار دارد و شرایط اجتماعی نیز، تحت تأثیر فاعلیت کنشگر شکل میگیرد و تغییر مییابد.براساس مقدمات نظری فوق میتوان گفت دو دسته عوامل ذهنی و عینی در ایجاد تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی مؤثر هستند.این عوامل عبارتند از:1 -عوامل ذهنی 2-عوامل عینی.
1-تأثیر عوامل ذهنی
سلسلهمراتب ارزشی:براساس تحقیقات مختلف در زندگی اجتماعی ارزشهای مختلفی وجود دارد.لیکن درجه اهمیت آنها در یک فرهنگ یا در نزد کنشگران یکسان نمیباشد.این موضوع موجب شکلگیری سلسله مراتب ارزشی میگردد.همچنین میان ارزشهای مختلف
روابط گوناگونی ممکن است وجود داشته باشد.روابط بین ارزشها ممکن است توافقی یا تعارضی باشد.وقتی که جامعه در کنار ارزشهای اخلاقی مذهبی ارزشهای دیگری به افراد بدهد و اهمیت امور ارزشمند دنیوی مانند:پول و موفقیت را در نوجوانان بالا ببرد اگر دستیابی به امور ارزشمند با پایبندی به ارزشهای اخلاقی مذهبی ناهماهنگ باشد نوجوانان این موقعیت متعارض را درک، ارزیابی، اولویتبندی و انتخاب میکنند.اولویت انتخاب ارزشی ممکن است موجب شود آنها کنشهایی متعارض با ارزشهای اخلاقی انجام دهند.
ارزیابی نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی مذهبی:از آنجا که نوجوانان به عنوان کنشگران اجتماعی به نتیجه اعمال خود میاندیشند و به دنبال به حد اکثر رساندن فایده خود هستند اگر نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی را سودمند ندانند احتمال دارد به آنها پایبند نباشند 1 .ارزیابی سودمندی براساس درک کنشگر از نتیجه عمل صورت میگیرد.
تأثیر هنجارهای ذهنی:نوجوانان عمل دیگران و قواعد حاکم بر آنرا درک میکنند.درک نوجوانان از شیوه عمل دیگران نوعی هنجار ذهنی بهوجود میآورد که کنش اجتماعی آنانرا تحت تأثیر قرار میدهد.این هنجار ذهنی ممکن است اخلاقی یا غیراخلاقی باشد.منظور از هنجار ذهنی غیراخلاقی این است که اکثریت اعضاء گروه فکر کنند اکثریت دیگران به ارزشهای اخلاقی پایبند نیستند یا اعمالی انجام میدهند که با ارزشهای اخلاقی متعارض است.بهوجود آمدن این هنجار ذهنی غیراخلاقی به دو طریق بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی تأثیر میگذارد.یکی از طریق احساس ضرورت برای همانندسازی با هنجارهای (ذهنی یا به قول گارفینگل درک همگانی روششناسانه)دوم بهدلیل عقلانیت استراتژیک و خردورزی مبتنی بر درک همگانی روششناسانه.چرا که اولا نوجوانان تصور میکنند دیگران نیز موجوداتی صاحب درک و عقلاند و براساس درک و عقل خویش در جستجوی منافع و اهداف خود میباشند.لذا توجه به این درک همگانی روششناسانه موافق پذیرش قاعده خرد جمعی (1).کلمن، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه:منوچهر صبوری تهران، انتشارات نشر نی 1377 و تری یاندیس، هری.س؛ فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمه:نصرت فتی، تهران، انتشارات نشر رسانش، 1378 و-محمد خلیفه، عبد الطیف؛بررسی روانشناختی تحول ارزشها، ترجمه:سید حسین سیدی، تهران، انتشارات آستان قدس رضوی، 1378
است.ثانیا اگر نوجوانان قواعد حاکم بر عمل دیگران را موفق عقل ذاتی نیز ندانند بهدلیل آنکه میدانند دیگران(اکثریت)براساس شیوه مذکور عمل میکنند لحاظ کردن این موضوع در کنش اجتماعی خویش را برای رسیدن به هدف کنش اجتماعی موافق قاعده عقل میشمارند.در نتیجه داشتن هنجار ذهنی غیراخلاقی موجب میشود نوجوانان کنشهایی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی انجام دهند.
تأثیر احساس نیاز و کمبود:نظام انگیزشی بخشی از عوامل مؤثر بر کنش اجتماعی نوجوانان است.یکی از عوامل مربوط به نظام انگیزشی احساس نیاز میباشد.احساس نیاز در پایبندی به ارزشهای اخلاقی مذهبی مؤثر است.احساس کمبود و تنهایی از جمله احساس نیازهایی است که نوجوانان با آن بیشتر مواجه میشوند.به نظر میرسد هرچه نوجوانان احساس کمبود و تنهایی بیشتری بکنند به دنبال ارضاء آن میروند و احتمال بیشتری دارد که در این مسیر معیارهای اخلاقی را زیر پا بگذارند.
1-تأثیر عوامل عینی
گروهها و سازمانهای فرهنگی-اجتماعی و چگونگی همکاری افراد با آنها:سازمانها و نهادها عوامل اجتماعی هستند که در جذب نوجوانان و فرهنگپذیر نمودن آنها نقش عمدهای دارند 1 .میزان تعهد اخلاقی نوجوانان تحت تأثیر همکاری با سازمانها و نهادهای اجتماعی قرار دارد.عدم جذب و همکاری با آنها زمینه نوعی رها شدگی را برای کنشگران فراهم میکند و تعهد آنها را به ارزشهای اخلاقی مذهبی کاهش میدهد.در نتیجه عدم پایبندی نوجوانان به ارزشهای اخلاقی مذهبی تحت تأثیر عدم موفقیت سازمانها و نهادهای فرهنگی در جذب و جلب همکاری نوجوانان قرار دارد.
گروههای مرجع:گروههای مرجع چگونگی همنوایی کنشگران با هنجارها را تحت تأثیر قرار میدهند و از این طریق جهتگیری هنجاری و ارزشی کنشهای اجتماعی را متأثر میکنند. oN.noitacudE fo iahruol nI,tnemtimmoc larom dna noitacudE(1999)mailloW,nomaD (1) .97-31:pP.25
رسانههای جمعی جدید:توسعه رسانههای جسمی جدید نوع خاصی از تعامل را میسر میسازد که شبه تعامل رسانهای نامیده میشود 1 .فرهنگ حاکم بر این رسانهها با ارزشهای اخلاقی مذهبی موردنظر متفاوت است.رسانههای جمعی جدید(اینترنت و ماهواره)سلسلهمراتب ارزشی، گروههای مرجع و هنجارهای ذهنی نوجوانان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.به همین دلیل انجام کنشهای متعارضی با ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر چگونگی استفاده از این رسانهها قرار دارد.در واقع دسترسی به اینترنت و ماهواره مشاهده رفتارهای خاص و فرهنگپذیری رسانهای را بهوجود میآورد که احتمال انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی را بالا میبرد.
خانواده:خانواده در ایجاد تعهد مذهبی و اخلاقی در نوجوانان مؤثر است.مذهبی بودن خانواده بر پایبندی نوجوانان به اصول اخلاقی و عمل به احکام مذهبی تأثیر تعیینکنندهای دارد 2 .بر این اساس میتوان گفت انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر چگونگی مذهبی بودن خانواده نوجوانان قرار دارد.
عدم رفع نیازها:نظام نیازهای کنشگران و چگونگی رفع آنها، با توجه به شرایط اجتماعی، یکی از عوامل تعیین کننده کنش اجتماعی است.براساس نظریه نیازهای«مازلو»رفع نیازهای سطح پایین مانند نیازهای زیستی و اقتصادی شرط لازم برای پرداختن به نیازهای بالاتر میباشد.نتایج تحقیقات انجام گرفته تأثیر عدم رفع نیازها بر سلسله مراتب ارزشی و پایبندی به ارزشهای اخلاقی را نشان دادهاند.«ما»نیز در تحقیقی که بر روی سه کشور انگلیس، چین و هنگکنگ انجام داده تأثیر منفی عدم رفع نیازهای سطح پایین بر ارزشهای حرمت خود، خود تحققی و اطاعت از قانون را نشان داده است.در مجموع به نظر میرسد عدم رفع نیازهای معیشتی کنشگران در انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی مؤثر است.این موضوع از طریق تشدید (1)تامپسون، جان ب؛ایدئولوژی و فرهنگ، مسعود اوحدی، تهران، انتشارات مؤسسه فرهنگی آینده پوپان تهران، 1378.
(2)
احساس کمبود و تنهایی و بالا بردن درجه اهمیت امور ارزشمند در نزد کنشگران احتمال انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی را بیشتر میکند.
محله زندگی:قرار گرفتن کنشگران در محیطهای مختلف شهری بر کنشهای اجتماعی آنان تأثیر میگذارد.بهطوری که گیدنز یادآور شده است در زندگی شهری جدید روابط و عوامل اقتصادی موجب شکلگیری ساختارهای غیراقتصادی و خرده فرهنگهای محلهای میگردد که مناطق و محلههای مختلفی را از یکدیگر متمایز میسازد.بهنظر میرسد در شهر تهران این جدایی گزینی را میتوان در دو تیپ کلی مشاهده کرد.یکی مناطق شمال شهر و دیگر مناطق جنوب شهر.براساس تحقیقات قبلی میتوان منطقه 3 و 15 را به عنوان نمونهای از دو تیپ مذکور مورد بررسی قرار داد.از آنجا که بین دو منطقه فوق تفاوتهای اجتماعی اقتصادی فرهنگی وجود دارد میزان انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی نیز در آنها متفاوت است.بهنظر میرسد تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی در منطقه 3 بیشتر از منطقه 15 است.
پایگاه اقتصادی-اجتماعی و نوع مدرسه:پایگاههای اقتصادی اجتماعی مختلف موقعیتهای سلسلهمراتبی در نظام اجتماعی هستند که کنشگران در آن به دنیا میآیند و زندگی میکنند.آنها از خرده فرهنگهای خاصی نیز برخوردارند.فرزندان افراد متعلق به پایگاههای منفاوت به گونههای مختلفی نیز اجتماعی میشوند.پایگاه اقتصادی اجتماعی بر سلسله مراتب ارزشی و میزان مذهبی بودن کنشگران نیز تأثیر میگذارند 1 .به نظر میرسد تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی در نزد کسانی که پایگاه اقتصادی اجتماعی متوسطی دارنداز دارندگان پایگاه بالاتر و پایینتر کمتر باشد.این موضوع هم بهدلیل پایبندی مذهبی بیشتر آنها میباشد هم بهدلیل اهمیت بیشتر ارزشهای اخلاقی در نزد آنها
یکی از عوامل مؤثر بر کنشهای اجتماعی فضای آموزشی است که نوجوانان بخش قابل توجهی از وقت خود را با همسالان در آن میگذرانند.فضاهای آموزشی در جامعه ما بهدلیل نابرابری اقتصادی اجتماعی به چند دسته عمده تقسیم شدهاند.ورود نوجوانان به مدارس غیرانتفاعی (1)محسنی، منوچهر؛بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران، انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1375.
و مدارس دولتی تحت تأثیر وضعیت اقتصادی اجتماعی آنها صورت میگیرد.این دو نوع مدرسه خرده فرهنگهای خاصی نیز دارند.همچنین به نظر میرسد نوع مدرسه در استفاده از رسانههای جمعی جدید و گروههای مرجع نوجوانان نیز مؤثر است.به همین دلیل نیز به نظر میرسد نوع مدر سه یکی از عوامل مؤثر بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی نوجوانان میباشد.
جنسیت:زنان و مردان در زندگی اجتماعی از بدو کودکی تا مرگ موقعیتهای متفاوتی پیدا میکنند و بهگونههای مختلفی فرهنگپذیر میشوند.سلسلهمراتب ارزشی و چگونگی پایبندی مذهبی زنان نیز از مردان متفاوت است 1 .در جامعه ما انتظار میرود زنان پایبندی بیشتری به ارزشهای اخلاقی مذهبی داشته باشد.
بهطوری که ملاحظه شد عوامل مختلفی در تبیین تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی مؤثر هستند.مکانیسمهای اثرگذاری عوامل فوق الذکر متفاوت است. بعضی بهطور مستقیم و برخی بهطور غیرمستقیم موجب انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی میشوند.در واقع چند مدل تبیینی که هرکدام متضمن مکانیسمهای علی متفاوت و مکمل همدیگر هستند در ارتباطی پیچیده تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی را توضیح میدهند.در نمودار شماره 2 چگونگی ارتباط عوامل مبین این موضوع تصویر شده است. (1)محسنی، منوچهر؛بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران، انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1375 و طالبان، محمد رضا؛خانواده، دانشگاه و جامعهپذیری مذهبی، نامه علوم اجتماعی، شماره 13، انتشارات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تابستان 1378.
روش آزمون چارچوب نظری
برای آزمون چارچوب نظری فوق از دادههای تحقیق پیمایشی استفاده میکنیم که به همین منظور در منطقه 15 و 3 شهر تهران اجرا شده است.جامعه آماری تحقیق دانش آموزانی بودند که در سال تحصیلی 80-1379 تحصیل میکردند.نمونه مورد نیاز براساس فرمول پیش برآورد 435 نفر انتخاب شد و نمونهگیری به شیوه تصادفی طبقهای چند مرحلهای متناسب انجام گرفت.
ارزش شیوهای از بودن و عمل است که یک شخص یا جمع به عنوان آرمان میشناسد و افراد یا رفتارهایی را که به آن نسبت داده میشوند را مطلوب و مشخص میسازد.ارزشهای اخلاقی ارزشهایی هستند که قواعد عمل کنشگران را در رابطه با دیگری اجتماعی مشخص می سازد.ارزشهای اخلاقی مذهبی ارزشهای اخلاقی هستند که پایه مذهبی دارند.برای شناخت ارزشهای اخلاقی مذهبی از دو معیار استفاده شده است.یکی آنکه آنها در منابع مذهبی به عنوان معیار اخلاقی پذیرفته و بر آنها تأکید شده باشد.دیگر آنکه کنشگران آنها را به عنوان ارزش اخلاقی قبول داشته باشند.
براساس تعریف فوق ارزشهای اخلاقی مذهبی در چند مرحله مشخص شد.ابتدا بیست کتاب موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تربیت مدرس پیرامون اخلاق مذهبی مطالعه شد. ارزشهایی که با وضعیت جامعه مورد تحقیق(نوجوانان)سازگار بودند استخراج و ارزشهایی که بیشترین فراوانی را از حیث تعداد مرجع داشتند برگزیده شدهاند دو ارزشی که به عنوان ارزشهای اخلاقی مذهبی مورد تأکید قرار گرفته بودند عبارتند از:1-صداقت(درستکاری و راستگویی)و 2-عفت و پاکدامنی.سپس به گزارش تحقیقی که در آن ارزشهای اخلاقی از 5 کتاب مهم اسلامی شامل:قرآن، نهج البلاغه، تحف العقول، بحار الانوار و اصول کافی استخراج شده بود مراجعه شد.در این تحقیق نیز به اهمیت صداقت و عفت و پاکدامنی به عنوان دو ارزش اخلاقی اسلامی تأکید شده بود 1 . (1)حبیبیان، احمد؛مرز فضایل و رذایل اخلاقی، همدان، انتشارات دانشگاه بو علی سینای همدان، چاپ اول، 1369.
تحقیقات انجامگرفته در ایران نیز نشان میدهد در جامعه مورد تحقیق این دو به عنوان ارزشهای اخلاقی پذیرفته شدهاند 1 .پس از آزمون مقدماتی در نهایت برای شناخت ارزشهای اخلاقی مذهبی، ده ارزش انتخاب شد و ضمن بررسی پذیرش یا عدم پذیرش آنها توسط نوجوانان درجه اهمیت آنها بر روی طیفی بیست نمرهای سنجیده شد.این ارزشها عبارت بودند از:درستکاری، راستگوئی، رعایت عدالت، رعایت حقوق دیگری، کمک به دیگری، وفای به عهد(برای سنجش ارزشهای اخلاقی کلی)و رعایت عفت و پاکدامنی، در نظر گرفتن قیامت و خدا و رعایت احکام اسلامی(برای سنجش ارزشهای مذهبی).
ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامهای بود که در طول تحقیق ساخته شد.واحد مراجعه در جمعآوری اطلاعات فرد دانشآموز بود.دادهها به شیوه خودگزارشی( troperfleS )توسط پاسخگویان ارائه شده است.جمعآوری اطلاعات توسط پرسشگران خبره(دانشجویان دکتری و فوق لیسانس)انجام گرفت.سنجش اعتبار و پایائی ابزار اندازهگیری در سه مرحله انجام گرفت. ابتدا داوران در مورد اعتبار ابزار اندازهگیری و سؤالات موردنظر برای سنجیدن متغیرها اظهار نظر کردند.سپس پرسشنامه تحقیق در دو منطقه و میان شصت نفر از نوجوانان توزیع و تکمیل شد.اطلاعات جمعآوری شده استخراج و با اعمال روشهای آماری اعتبار و پایائی پرسشنامه بررسی شد.پس از جمعآوری اطلاعات نهائی نیز اعتبار و پایائی ابزار اندارهگیری از طریق محاسبه آلفای کرونباخ و انجام تحلیل عامل بررسی و تأیید شد 2 . (1)طالبی، ابو تراب:بیگانگی اجتماعی، تهران، انتشارات معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی 1370؛محسنی، منوچهر؛ بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران، انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1375.
(2)نام متغیرهای اصلی و تعداد گویههای سنجش ضرایب اعتبار و پایایی سنجش متغیرها در پایان مقاله آمده است.برای اطلاع از جزئیات متدولوژی تحقیق مراجعه شود به:
-طالبی، ابو تراب، بررسی تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی، به راهنمایی دکتر غلام عباس توسلی، دانشگاه تربیت مدرس، 1380.
یافتهها
وجود عقیده جمعی مثبت در مورد ارزشهای اخلاقی مذهبی:یافتههای تحقیق نشان میدهد نوجوانان ارزشهای اخلاقی عام(شامل:رعایت حقوق دیگری، درستکاری، راستگویی، عدالت، وفاء به عهد، کمک به دیگری)و ارزشهای مذهبی اخلاقی(پاکدامنی، رابطه با خدا و قیامت)را قبول دارند.ولی درجه اهمیت این ارزشها برای پاسخگویان متفاوت است. 1 جدول شماره 1 چگونگی توزیع نظرات پاسخگویان در مورد اهمیت ارزشهای اخلاقی و مذهبی را نشان میدهد.
جدول شماره 1:توزیع نظرات پاسخگویان در مورد اهمیت ارزشهای اخلاقی مذهبیوجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی:براساس دادههای به دست آمده اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان ارزشها را قبول دارند.فقط 6/1 درصد پاسخگویان ارزشهای اخلاقی مذهبی:صداقت(درستکاری، راستگویی)و عفت و پاکدامنی را قبول ندارند.
برای پیبردن به وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی کافی است بدانیم آیا نوجوانان کنشهایی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی فوق انجام میدهند یا نه (1).میانگین اهمیت مشاهده شده ارزشهای اخلاقی مذهبی 95/1 انحرافمعیار بالاتر از میانگین نظری است.
به این منظور از پاسخگویان خواسته شده بود بگویند در طول یک سال گذشته کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی را چقدر انجام دادهاند.این کنشها عبارت بودند از:ندادن یا کم دادن پول خرید، دروغ گفتن به والدین، ندادن بلیط اتوبوس، برداشتن وسایل دیگران، نسبت نادرست و ناروا دادن به دیگران، تحقیر دیگران، دروغ گفتن به معلم و مسولین مدرسه، تقلب در بازی، تقلب در جلسه امتحان، تماشای فیلمهای غیرمجاز، رمز کردن و نگاه به جنس مخالف نامحرم، مصرف مشروبات الکلی، توقف یا عبور از محلهای خاص برای دیدن نامحرم.دادههای تحقیق نشان میدهد فقط 5/0 درصد از پاسخگویان گفتهاند در طول یکسال گذشته اصلا هیچکدام از کنشهای متعارض با ارزشهای فوق الذکر را انجام ندادهاند.یعنی دو نفر از نوجوانان عملکرد یکسال گذشته خود را صددرصد اخلاقی گزارش کردهاند.در مقابل 5/99 درصد آنها گفتهاند کموبیش مرتکب کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذکور شدهاند.توزیع فراوانی کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای نوجوانان در جدول شماره 2 درج شده است.
جدول شماره 2-توزیع چگونگی انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی در میان نوجوانانبا عنایت به مطالب مندرج در جدول شماره 1 میتوان گفت بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی نوجوانان تعارض وجود دارد.لذا تئوریهایی که تنها رابطه ممکن بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی کنشگران را رابطه انطباقی میدانند رد میشوند.
حال به آزمون پاسخ این پرسش میپردازیم که تحت چه عوامل و شرایطی تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی ایجاد میشود؟به عبارت دیگر چرا بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی نوجوانان تعارض وجود دارد؟از آنجا که چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر علیت چندگانه است برای آزمون آن از روش تحلیل مسیر استفاده کردهایم 1 .
نتایج تحلیل مسیر نشان میدهد متغیرهای عینی-ذهنی مختلفی در تبیین انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی نقش دارند.یازده متغیر بهطور مستقیم در انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مؤثر هستند.این متغیرها عبارتند از:رتبه ارزشهای اخلاقی در سلسله مراتب ارزشی، رتبه ارزشهای دنیوی-فردی، ارزیابی کنشگر از نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی در جامعه، هنجارهای ذهنی نوجوانان در مورد نخبگان مذهبی-سیاسی، هنجارهای ذهنی نوجوانان در مورد دوستان، هنجار ذهنی نوجوانان در مورد همکلاسیها، احساس کمبود و تنهایی، داشتن گروه مرجع غیرمذهبی-غیرانقلابی(بیتفاوت)، دسترسی به رسانههای جمعی جدید، مذهبی نبودن خانواده و جنسیت.
مقایسه ضرایب مسیرها نشان میدهد متغیرهای جنس(285/- P )و رتبه ارزشهای اخلاقی (202/- P )در نظام ارزشی کنشگران، بیشترین سهم را در میان متغیرهایی که مستقیما کنشهای متعارض با ارزهای اخلاقی پاسخگویان را تحت تأثیر قرار میدهند به عهده دارند.
هفده متغیر به صورت غیرمستقیم(از طریق متغیرهای فوق الذکر)در انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی نوجوانان مؤثر هستند.رتبه ارزشهای دنیوی-مادی تحت تأثیر پنج متغیر قرار دارد.این متغیرها عبارتند از:ارزیابی نوجوانان از امکان تحققپذیری ارزشهای اخلاقی، هنجارهای ذهنی در مورد عملکرد اخلاقی دیگری عام(ایرانیان)، هنجار ذهنی در مورد دبیران دینی و قرآن(دیگران مهم)همکاری با گروههای فرهنگی-مذهبی بیرون از مدرسه، دسترسی به رسانههای جمعی جدید و داشتن گروه مرجع غیرمذهبی-غیرانقلابی.وقتی افراد و گروهها ارزشهای اخلاقی را غیرقابل تحقق بدانند روی به ارزشهای دنیوی-فردی میآورند و رتبه این (1).برای آشنایی اجمالی با کاربرد تحلیل مسیر و مقایسه آن با تحلیل ضرایب همبستگی رجوع شود به:دواس، دی، ای، پیمایش در تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، نشر نی، 1376.
ارزشها در نزد آنها بالا میرود(173/0- P ).وقتی هنجار ذهنی کنشگران در مورد دیگران (ایرانیان و دبیران دینی و قرآن)به سمت غیراخلاقی میل میکند و آنها را پایبند به صداقت و پاکی نمیدانند اهمیت بیشتری به ارزشهای مادی میدهند(106/0- P و 10/0- P ).همکاری با گروههای مذهبی فرهنگی بیرون از مدرسه موجب کاهش رتبه ارزشهای مادی در نزد نوجوانان میشود(095/0-- P ).استفاده از رسانههای جمعی مدرن موجب بالا رفتن رتبه ارزشهای مادی در نزد نوجوانان میگردد(108/0- P ).داشتن گروه مرجع غیرمذهبی-غیرانقلابی موجب بالا رفتن رتبه ارزشهای دنیوی-فردی در نزد نوجوانان میشود(265/0- P )بهطوری که این دادهها نشان میدهد گروه مرجع نوجوانان بیشترین سهم را در تبیین رتبه ارزشهای دنیوی- فردی در سلسله مراتب ارزشی پاسخگویان دارد.تمامی این شش متغیر از طریق تغییر رتبه ارزشهای مادی در سلسلهمراتب ارزشی کنشگران انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی را تحت تأثیر قرار میدهند.
رتبه ارزشهای اخلاقی در نظام ارزشی نوجوانان تحت تأثیر هشت متغیر مستقل قرار دارد. وقتی رتبه ارزشهای مذهبی بالا میرود رتبه ارزشهای اخلاقی نیز بالا میرود.پائین آمدن رتبه ارزشهای مذهبی موجب پائین آمدن رتبه ارزشهای اخلاقی در نزد افراد میشود(42/0- P ). پیدایش ذهنیت جمعی در مورد عدم امکان تحقق ارزشهای اخلاقی در جامعه موجب میشود رتبه ارزشهای اخلاقی در سلسله مراتب ارزشی نوجوانان پائین بیاید(091/0- P ).
رتبه ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر هنجارهای ذهنی نوجوانان در مورد عملکرد اخلاقی دیگران مهم قرار دارد.وقتی هنجار ذهنی آنها در مورد عملکرد اخلاقی نخبگان مذهبی- سیاسی حاکم، دوستان، همکلاسیها، روسای ادارات و روزنامهنگاران به سمت غیراخلاقی بودن میل میکند رتبه ارزشهای اخلاقی در نزد نوجوانان پائین میآید.به عبارت دیگر وقتی نوجوانان فکر میکنند دیگران مهم پایبند ارزشهای اخلاقی نیستند اهمیت کمتری به ارزشهای اخلاقی در مقایسه با سایر ارزشها قائل میشوند.بیشترین سهم را در این زمینه هنجار ذهنی نوجوانان در مورد عملکرد اخلاقی نخبگان مذهبی-سیاسی حاکم دارد(212/0- P ).
رتبه ارزشهای اخلاقی تحتتأثیر گروه مرجع نوجوانان نیز قرار دارد.داشتن گروه مرجع علمی-فرهنگی موجب اهمیت بیشتر قائل شدن به ارزشهای اخلاقی میشود ولی داشتن گروه مرجع سیاسی رتبه آنرا کاهش میدهد.همکاری افراد با گروههای مدرن نیز بر رتبه ارزشهای اخلاقی در نظام ارزشی پاسخگویان مؤثر است.کسانی که با فرهنگسراها و احزاب همکاری میکنند اهمیت کمتری به ارزشهای اخلاقی در مقایسه با سایر ارزشها قایل هستند.از میان متغیرهای فوق الذکر رتبه ارزشهای مذهبی(42/0- P )، داشتن گروه مرجع علمی فرهنگی(214/ 0- P )و هنجارهای ذهنی نوجوانان در مورد عملکرد اخلاقی نخبگان مذهبی-سیاسی حاکم( 212/0- P )بیشترین تأثیر را در تعیین رتبه ارزشهای اخلاقی در سلسلهمراتب ارزشی نوجوانان دارد.این متغیرها از طریق تأثیری که بر رتبه ارزشهای اخلاقی در نظام ارزشی نوجوانان دارند پایبندی آنها را به ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر قرار میدهند.
از میان متغیرهایی که در مدل تحلیل مسیر قرار دارد چهار متغیر از طریق ایجاد تغییر در ارزیابی کنشگران از نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی(در جامعه)بر انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی اثر میکنند.این متغیرها عبارتند از:هنجار ذهنی 1 نوجوانان در مورد روحانیت( 109/0- P )، هنجار ذهنی آنها در مورد همکلاسیها، داشتن گروه مرجع غیرمذهبی- غیرانقلابی(94/0- P )و جنس(213/0- P ).جنسیت بیشترین اثر را بر ارزیابی نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی دارد.داشتن هنجار ذهنی غیراخلاقی، گروه مرجع غیرمذهبی و غیرانقلابی و پسر بودن در جامعه موجب ارزیابی منفی نتیجه پایبندی به ارزشهای اخلاقی و در نهایت عدم پایبندی نوجوانان به ارزشهای اخلاقی میگردد.
هنجار ذهنی نوجوانان در مورد عملکرد اخلاقی نخبگان مذهبی-سیاسی(حاکم)تحت تأثیر عدم احساس کمبود و تنهایی، احساس نیاز(به گروههای اولیه)، گروههای مرجع، همکاری افراد با گروهها و سازمانهای فرهنگی(گروههای مدرن)و هنجار ذهنی آنها در مورد دیگران عام (ایرانیان)قرار دارد.این متغیرها از طریق تأثیری که هنجار ذهنی نوجوانان در مورد نخبگان مذهبی (1).منظور از هنجار ذهنی در این مقاله درک غالب نوجوانان از پایبندی یا عدم پایبندی دیگران به ارزشهای اخلاقی، درستکاری، راستگویی و عفت و پاکدامنی میباشد.
-سیاسی(حاکم)دارند بر انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی توسط نوجوانان مؤثر هستند.
هنجار ذهنی نوجوانان در مورد عملکرد همکلاسیهایشان تحت تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنها قرار دارد.داشتن پایگاه بالا موجب هنجار ذهنی منفی در مورد درستکاری همکلاسیها میشود و از این طریق احتمال انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی را بالا میبرد.هنجار ذهنی پاسخگویان در مورد دوستانشان تحت تأثیر جنسیت و داشتن گروه مرجع خارجی قرار دارد.داشتن گروه مرجع خارجی(10/0- P )و پسر بودن(179/0- P )هنجار ذهنی در مورد دوستان نوجوانان را به سمت انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی سوق میدهد.
احساس کمبود و تنهایی نوجوانان به عنوان یکی از متغیرهای مؤثر بر انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر شش عامل قرار دارد.دختر بودن احساس کمبود و تنهایی را تقویت میکند.ولی رفع نیازهای عینی احساس کمبود و تنهایی را کاهش میدهد.کسانی که با گروههای مدرن(فرهنگسرا و احزاب و گروهای سیاسی)همکاری میکنند احساس نیاز بیشتری مینمایند.داشتن پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا احساس کمبود و تنهایی را کاهش میدهد. کسانی که به لحاظ احساسی با گروههای فرهنگی-اجتماعی بیشتر مرتبط هستند و احساس میکنند در جامعه باید نقش مهمتری ایفاء کنند کمتر احساس کمبود و تنهایی مینمایند.در حالیکه نوجوانانی که احساس میکنند هیچ نیازی به ایفاء نقش در جامعه و توجه مسئولان ندارند احساس کمبود و تنهایی بیشتری میکنند.به عبارت دیگر عدم احساس پیوند با شرایط اجتماعی احساس کمبود و تنهایی را در نوجوانان تقویت میکند.داشتن گروه مرجع مذهبی-انقلابی (حاکم)احساس کمبود و تنهایی را در میان نوجوانان کاهش میدهد.از میان این متغیرها رفع نیازهای عینی(291/0-- P )بیشترین اثر را بر احساس کمبود و تنهایی دارد.
چهار متغیر از طریق تأثیر بر گروه مرجع(غیرمذهبی-غیرانقلابی و بیتفاوت)نوجوانان در انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی تأثیر دارند.دسترسی به رسانههای جمعی مدرن بیشترین سهم را در این مورد دارد(197/0- P ).پس از آن به ترتیب جنسیت(127-- P )، نوع
مدرسه(106/0-- P )و مذهبی بودن خانواده(99./-- P )مؤثر هستند.کسانی که از رسانههای جمعی مدرن استفاده میکنند، پسر هستند، به مدارسی دولتی میروند و خانواده غیرمذهبی یا کمتر مذهبی دارند گروههای مرجع غیرمذهبی-غیرانقلابی را بیشتر میپذیرند، این متغیرها از طریق تغییر در گروههای مرجع پایبندی اخلاقی نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهند.
دسترسی به رسانههای جمعی مدرن به عنوان یک عامل مؤثر در انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی تحت تأثیر سه عامل پایگاه اجتماعی-اقتصادی(371/0- P )، مذهبی بودن خانواده(184/-- P )و نوع مدرسه(133/0- P )قرار دارد.داشتن پایگاه اقتصادی اجتماعی بالا، مدرسه غیرانتفایی و خانواده کمتر مذهبی یا غیرمذهبی موجب دسترسی و استفاده بیشتر از رسانههای جمعی جدید میگردند و از این طریق میزان انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی را در نوجوانان بالا میبرند.بیشترین تأثیر را در این زمینه پایگاه اقتصادی-اجتماعی بر عهده دارد.
مذهبی بودن خانواده خود تحت تأثیر منطقه محل زندگی و پایگاه اقتصادی اجتماعی میباشد. اثر مستقیم منطقه محل سکونت(شمالشهرنشینی)در این مورد 190/0-و اثر مستقیم پایگاه اقتصادی-اجتماعی 151/0-میباشد.پس این دو متغیر از طریق تأثیری که بر مذهبی بودن خانواده میگذارند پایبندی اخلاقی نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهند.
نوع مدرسه نوجوانان بسیار تحت تأثیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی است.بهطوری که فقط پایگاه اقتصادی-اجتماعی بیش از 70%تغییرات متغیر نوع مدرسه را تبیین میکند(708/0- P ). پایگاه اجتماعی اقتصادی از این طریق نیز بر انجام کنشهای تعارض با ارزشهای اخلاقی تأثیر میگذارد.منطقه محل سکونت افراد نیز بواسطه پایگاه اجتماعی-اقتصادی آنها تعیین میشود. سهم این متغیر در تعیین محل سکونت و تحصیل نوجوانان بیش از 77 درصد میباشد.پایگاه اقتصادی اجتماعی از طریق تأثیر بر محل زندگی بر انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی مؤثر است.
بررسی ضرایب فوق الذکر و مدل تبیینی علی ترسیمی نشان میدهد پایگاه اقتصادی اجتماعی و جنسیت دو متغیری هستند که بیشترین حوزه تأثیر را دارند و در مقایسه با متغیرهای مستقل دیگر
مدل، بیشترین متغیرها را تحت تأثیر قرار میدهند.جنسیت هم تأثیر مستقیم بر انجام کنشهای متعارض با ارزشهای اخلاقی میگذارد هم اثر غیرمستقیم.پایگاه اقتصادی اجتماعی تأثیر مستقیم بر متغیر وابسته ندارد ولی بیشترین تأثیر غیرمستقیم را بر پایبندی نوجوانان به ارزشهای اخلاقی میگذارد.براساس آنچه گفته شد مدل علی تبیین تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی در نمودار شماره 2 آمده است.
نتیجهگیری
در مباحث گذشته دو مسئله اصلی مورد بررسی قرار گرفت.یکی مسئله وجود ناسازگاری و تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی میان نوجوانان و دیگر تبیین علل آن از رویکردی جامعهشناسانه نتایج پژوهش را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1-یافتههای تحقیق نشان میدهد در مورد ارزشهای مذکور عقیده جمعی مثبت وجود دارد.حدود 5/98 درصد نوجوانان ارزشهای اخلاقی مذهبی را دارند.با این حال بیش از 99 درصد پاسخگویان کنشهایی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی را که قبول دارند انجام میدهند.این یافتهها نشانگر وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی در جامعه مورد تحقیق میباشد.
براساس نظر جامعه شناسانی مانند پارسونز و روشه که در بحث نسبت میان کنش و ارزش به همجهتی آنها توجه میکنند و از امکان عدم پایبندی به ارزشها توسط کنشگران و حتی انجام کنشهای متعارض با آنها غفلت میکنند قابل نقد به نظر میرسد.واقعیت این است که همانگونه که شوارتز و دیگران گفتهاند در جامعه ارزشهای مختلف و گاه منعارضی وجود دارند.ممکن است تحت شرایط اجتماعی خاص افراد و گروهها کنشهایی متعارض با ارزشهای مورد قبول خود انجام دهند.
2-بررسی آماری مؤید تبیین نظری نگارنده از علل وجود تعارض بین کنشهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی مذهبی میباشد.به نظر میرسد بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی مذهبی قوانینی حاکم است که در صورت تحقق آنها این مسئله روی میدهد.بخشی از این قوانین مربوط به عوامل ذهنی و بخشی دیگر مربوط به عوامل عینی
میباشد.در انجام کنشهای متعارض با ارزشهای مذهبی هم احکام و قوانین مربوط به فاعلیت کنشگر که بر پایه قدرت درک، تفسیر، ارزیابی(نظریه کنش متقابل نمادین)و انتخاب عاقلانه(نظریه کنش منطقی)استوار است مؤثر هستند هم قوانین مربوط به تعیین کنندگی شرایط اجتماعی که کنشگران در آن قرار دارند(نظریه دورکیم، مارکس، وبر و پاسونز).به همین دلیل نیز بایستی در تبیین این پدیده به شبکه روابط علی موجود بین متغیرهای مختلف توجه کرد لذا نمیتوان با تکیه بر یک عامل ذهنی یا عینی مانند پایگاه اقتصادی، نفع طلبی، معیشت، ...این موضوع را تبیین کرد.
برای مثال یافتههای تحقیق نشان میدهد حدود 85 درصد نوجوانان نتایج پایبندی به ارزشهای اخلاقی و مذهبی رادر جامعه کموبیش منفی و به لحاظ اقتصادی اجتماعی برای افراد متخلق خسارتآمیز میدانند.بررسی ضرائب همبستگی پیرسرن نشانگر تأثیر این درک از وضعیت جامعه بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی است(000/- P ، 28/ 0- r.r ).همچنین هنجارهای ذهنی نوجوانان از عملکرد اخلاقی دیگران به سمت غیراخلاقی بودن میل میکند.یعنی بیشتر آنها دیگران را پایبند به ارزشهای اخلاقی نمیدانند.وجود این هنجار ذهنی غیراخلاقی بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض و اجتماعی، محله زندگی(براساس نظریه گیدنز)و عدم رفع نیازها نیز در این زمینه در این تاثیر تعیینکنندهای دارند.
3-یافتههای تحقیق نشان میدهد مسائل اخلاقی در جامعه مورد تحقیق عمدتا ریشه در مسائل عملی دارد.لذا برای انجام اصطلاحات اخلاقی باید به جای سرمایهگذاری برای انتقال ارزشهای اخلاقی مذهبی، سیاست و برنامههایی به اجرا درآید که عوامل ذهنی و عینی مؤثر بر انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی را اصلاح کند.متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق بیش از 67/0 با انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزش اخلاقی همبستگی(67/0- R ) دارند.این متغیرها در مجموع بیش از 45 درصد تغییرات آنرا تبیین میکنند(000/0- P ).
4-قلمرو این مطالعه به قشر خاصی از افراد جامعه محدود بوده است.نتایج این پژوهش در جامعه مذکور قابل تعمیم است.دستیابی به شناختی گسترده و دقیقتر مستلزم انجام پژوهشهای دیگر
میباشد.انجام مطالعات تاریخی و بررسی این مسئله در مورد بزرگسالان از اهمیت بیشتری برخوردار است.با این حال یافتههای این تحقیق حکایت از نهادی شدن نفاق در جامعه دارد.نشانه های این مسئله دریافتههای تحقیقات قبلی نیز به چشم میخورد.برای حل این مشکل بایستی عوامل و زمینههای اجتماعی آنرا شناخت و راهحلهایی برای آن تدوین کرد.متغیرهای مستقل بررسی شده در این تحقیق 45 درصد تغییرات در انجام کنشهای اجتماعی متعارض با ارزشهای اخلاقی را تبیین میکنند.میتوان با اتخاذ سیاستهایی در این زمینه در جهت اصلاحات فرهنگی و اخلاقی گام برداشت.به این منظور سیاستهای راهبردی زیر پیشنهاد میگردد:1-جلوگیری از بالا رفتن اهمیت ارزشهای مادی در جامعه»-رسیدن به تخلفات متقلبان و مکافات آنها در جهت ایجاد اعتماد اخلاقی(خصوصا در مورد صاحبان نقشهای مهم)3-پایبندی عملی مسؤلان به ارزشهای اخلاقی مذهبی 4-تجدید ساختار فرهنگی و توانمند سازی آنها برای جلب و جذب مشارکت جوانان 5-تقویت اعتقادات و عملکرد مذهبی 6-تقلیل نابرابریهای اقتصادی اجتماعی و تأمین نیازهای اقتصادی و عاطفی کنشگران.
منابع
آرون، ریمون، مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی، ترجمه:باقر پرهام، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1364.
اسکیدمور، ویلیام، تفکر نظری در جامعهشناسی، ترجمه:حاضری و دیگران، تهران، انتشارات نشر سفیر، 1372.
اسماعیلی، رضا، بررسی اوضاع و ویژگیهای فرهنگ عمومی استان اصفهان، (گزارش تحقیق) تهران، انتشارات اداره کل دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1379.
اینگهارت، رونالد، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه:مریم وتر، تهران، انتشارات روزبه، 1378.
براتی سده، فرید و محمود گلزاری؛بررسی سلسلهمراتب ارزشهای دانشجویان، دانشگاههای علوم پزشکی و روند تحول آنها در دوره دانشجویی(گزارش تحقیق)، تهران، انتشارات شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1380.
برگسن، هانری؛دو چشمه اخلاق و دین، ترمه:حسن حبیبی، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، 1358.
بودون، ریمون؛منطق اجتماعی، ترجمه:عبد الحسین نیکگهر، تهران، انتشارت جاویدان، 1364
بیات، فریبرز؛تأثیر عامگرایی بر اخلاق، پایاننامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی مسعود چلبی، تامپسون، جان ب؛ایدئولوژی و فرهنگ، مسعود اوحدی، تهران، انتشارات مؤسسه فرهنگی آینده پوپان تهران، 1378.
ترنر، جاناتان، اچ؛ساخت نظریه جامعهشناختی، ترجمه:عبد العلی لهسائیزاده، شیراز، انتشارات نوید، 1373.
تری یاندیس، هری.س؛فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمه:نصرت فتی، تهران، انتشارت نشر رسانش، 1378.
چلبی، مسعود، جامعهشناسی نظم، تهران، انتشارت نشر نی، 1375.
حبیبیان، احمد؛مرز فضایل و رذایل اخلاقی، همدان، انتشارت دانشگاه بو علی سینای همدان، چاپ اول، 1369.
دواس، دی، ای، پیمایش در تحقیقات اجتماعی، ترجمه:هوشنگ نایبی، انتشارات نشرنی، 1376.
دورکیم، امیل.درباره تقسیم کار اجتماعی، ترجمه:باقر پرهام، تهران، انتشارات کتابسرای بابل، 1369.
رفیعپور، فرامرز؛تغییر ارزشها در آئینه سینما و مطبوعات، نامه پژوهش، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال چهارم، شماره 15 و 14، پائیز و زمستان 1378.
رفیعپور، فرامرز؛توسعه و تضاد، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1376.
روشه، گی؛کنش اجتماعی؛ترجمه:هما زنجانیزاده، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، 1370.
ریترز، جورج؛نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، تهران، انتشارات علمی، 1374.
طالبان، محمد رضا؛خانواده، دانشگاه و جامعهپذیری مذهبی، نامه علوم اجتماعی، شماره 13، انتشارات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تابستان 1378.
طالبی، ابو تراب:بیگانگی اجتماعی، تهران، انتشارات معاونت پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی 1373.
فرامرزی، داوود؛نظریه ساختار مدور ارزشهای شوارتز، نامه پژوهش، سال چهارم، شماره 14و15، تهران انتشارات مرکز پژوهشهای بنیادی، زمستان 1378.
کلمن، جیمز، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه:منوچهر صبوری، تهران، انتشارات نشر نی، 1377.
کورز، لوئیس و برنارد روزنبرگ؛نظریههای بنیادی جامعهشناختی، ترجمه:فرهنگ ارشاد، تهران، انتشارات نشر نی، 1378.
کورز، لوئیس؛زندگی بزرگان جامعهشناسی ترجمه:محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، 1370.
لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمه:عبد الکریم سروش، تهران، انتشارات صراط، 1373.
محسنی، منوچهر؛بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران، تهران، انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، 1375.
محمد خلیفه، عبد الطیف؛بررسی روانشناختی تحول ارزشها، ترجمه:سید حسین سیدی، تهران، انتشارات آستان قدس رضوی، 1378.
وبر، ماکس؛اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری، ترجمه:عبد المعبود انصاری، تهران، انتشارات سمت، 1371.
وبر، ماکس؛مفاهیم اساسی جامعهشناسی، ترجمه:احمد صدارتی، انتشارات نشر مرکز، 1367.
هامیلتون، ملکم؛جامعهشناسی دین، ترجمه:محسن ثلاثی، تهران، انتشارات مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1377.

مجموعه اطلاعات و دست آوردهای علمی در زمینه آموزش و پرورش ارزش ها