معرفی و نقد کتاب فلسفه ارزشها
مسايلي از قبيل منشأ ارزشها، اقسام ارزشها، رابطة دانش و ارزش، ارزش و واقيعت كه جزء مسايل بنيادين فلسفه ارزشها هستند مغفول واقع شدهاند.
مباحث مطروحه در كتاب بيشتر ناظر به بحث از فلسفة اخلاق است.
(لذا مؤلف محترم حدوداً 11 سال بعد با همين محتوا و مضامين كتابي با عنوان «فلسفه اخلاق» (نه فلسفه ارزشها) تاليف نموده)
2ـ صفحة 6 كتاب: «ديدگاههاي مختلف پيرامون ارزشها»
اين عنوان اين مطلب را به ذهن متبادر می سازد كه پيرامون ارزشها ديدگاهها مختلفي وجود دارد مثلاً ديدگاهها پيرامون تعريف ارزش، پيرامون مباني ارزش، پيرامون خاستگاه ارزش، انواع ارزش و .... و حال آنكه آنچه در ذيل عنوان مذكور آمده بيان دو رويكرد كلي در اخلاق است(نه ديدگاهها پيرامون ارزشها) به اين بيان كه در اخلاق دو نگاه وجود دارد:
1ـ كاوش پديدههاي ناميده شده به اخلاقيات عرفي كه يك بحث علمي است.
2ـ انسان مريد و مختار در بيان ناملايمات بايد دست به انتخاب بزند كه بحثي اخلاقي است ا ما رابطةایندو نگاه؛ با بحث از «ديدگاههاي مختلف پيرامون ارزشها » چيست؟!
علاوه بر اينكه آنچه بعنوان ديدگاهها آمده (كه عبارتست از 1ـ جامعه شناسي و علم آداب 2ـ روانشناسي و روانكاوي 3ـ روانشناسي اجتماعي 4ـ حكم دين به موازات ارزشها5ـ ذهني يا واقعي بودن امور اخلاقي
اين 5 مورد را نميتوان بعنوان ديدگاه عنوان كرد بلكه حداكثر 5 رويكرد هستند.
(تفاوت رويكرد و ديدگاه: ديدگاه متنوع بر رويكرد است مثلاً در جامعه شناسي كه يك نوع رويكرد است،
دو ديدگاه كلان وجود دارد ـ 1ـ فردگرايانه ( اصاله الفرد) 2ـ جامعهگرايانه (اصاله الاجتماع)
3ـ از انواع ارزشها بحث نشده بلكه مولف مستقيماً رفته بسراغ ارزشهاي اخلاقي، كانّه ارزشها را مساوي با ارزشهاي اخلاقي گرفتهاند.
هرچند مورد استعمال ارزش در فلسفه ارزشهاغالبا ارزشهاي اخلاقي است ولي شايسته بود قبل از پردازش به بحث از ارزشهاي اخلاقي انواع ديگر ارزشها نيز بصورت اجمالي مورد توجه قرار ميگرفت و بيان ميشد.
4ـ ضرورت بحث از فلسفه ارزشها بيان نشده در اين راستا فقط اكتفا شده به اين بيان كه:
اينكه غالباً مفاهيم ارزشي بر مصاديق كاملاً متفاوت حمل ميشوند اين ضرورت بحث از ارزشها را روشن ميسازند( حال آنكه ضرورت بحث از فلسفه ارزشها فقط مسالة مذكور نيست).
5ـ مفهوم شناسي « ارزش» بخوبي صورت نگرفته و معاني اصطلاحي و لغوي و سير لغت شناختي اين واژه بررسي نشده (مثلاً اينكه اساساً واژة ارزش ، يك واژه عاريتي استکه جایگاه اولیه ان در علم اقتصاد است و بعد منتقل شده به بحثهاي فلسفي و اخلاقي و ....)
6ـ لوازم ارزش شناختي بحث از اينكه ارزشها عيني هستند يا ذهني؟ بيان نشده.
7ـترتیب منطقي بين مباحث روشن نيست و پيوستگي مطالب واضح نيست و اينكه چرا فلان عنوان در كنار آن عنوان خاص آمده معلوم نيست (يا اينكه چرا اين مساله در اينجا مطرح شده و ربط اين مساله با مسالهاي كه قبل از اين مساله بيان شد چيست؟ اين ربط واضح نيست)
در همین راستا بيان نمونهاي ازترتیب منطقي مطالب و عناوين در كتاب بنياد اخلاق (مجتبي مصباح) شایسته مینمایدکه دران
نويسنده كتاب جايگاه بحث از مفاهيم اخلاقي و نحوة ورود به اين بحث را در اين كتاب بدينگونه بيان نموده:
در فصل دوم دو نظرية «واقعگرايي و غيرواقعگرايي در اخلاق و لوازم هر يك از آنها بيان شد و نيز اينكه اختيار نظريه صواب در گرو « بررسي ارزش و لزوم اخلاقي» و نيز حل مسأله « واقع نمايي يا غيرواقع نمايي جملههاي اخلاقي» است. در فصل سوم «واقعيت ارزش و لزوم اخلاقي» به اثبات رسيد.
(اكنون) در فصل چهارم نشان داده ميشود كه حل مساله واقعنمايي جملههاي اخلاقي به بررسي مفاهيم اخلاقي وابسته است لذا بحث از مفاهيم اخلاقي بميان ميآيد
(رجوع شود به فصل چهارم از كتاب: بنياد اخلاق
تاليف: مجتبي مصباح)
8ـ نظر به پيوند مباني فلسفي و مباني معرفت شناختي جاي بحث از مباني معرفت شناختي در كتاب خالي است.
نكتة مثبت
ارتباط فلسفه ارزشها و فلسفة احكام شريعت بحث پربار و مفيدي است كه مولف محترم در كتاب بآن پرداخته است.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12:6 توسط جمعی از دانش پژوهان موسسه امام خمینی(ره)
|
مجموعه اطلاعات و دست آوردهای علمی در زمینه آموزش و پرورش ارزش ها